فیروزه مشتری

Feroza Mushtari – Maternal & Child Health Advocate

فیروزه مشتری

حامی صحت طفل و مادر

Feroza Mushtari

من لبخند را بر چهره مادر احساس می کنم و بطوری که او طفل خود را در آغوش میگیرد و او را بوسه میزند… بزرگترین آرزوی من این است که هر بارداری و تولد را بیخطر سازم. خ تم

فیروزه مشتری یکی از حامیان پیشتاز صحت مادران درافغانستان است. ختم

او در اولین برنامه رسمی قابلگی افغانستان درس خواند، و در زمانی فارغ التحصیل گردید که این کشور یکی از خطرناک ترین مکان برای یک مادر باردار بود و تعداد محدود زنان به خدمات تخصصی قابلگی دسترسی داشتند. ختم

زمانیکه فیروزه کار را در سال 2004 آغاز کرده بود، در آن وقت حدود 1600 مورد مرگ و میر زنان برای هر 100000 تولد در افغانستان وجود داشت. امروز این رقم به 327 تن کاهش یافته است. میزان مرگ و میر کودکان نیز به طور مشابه کاهش یافته است. ختم

فیروزه با چندین سازمان های ملی و بین المللی کار کرده است، از جمله آموزش قابلگی برای زنان در یک پروژه صندوق جمعیت سازمان ملل متحد بین سال های 2006 و 2012، و پروژه صندوق کودکان سازمان ملل متحد (یونسف) برای قابله ها در سال 2014. او در حال حاضر سرپرست انجمن قابله های افغان میباشد. ختم

داستان فیروزه از زبان خودش

نام من فیروزه است و مشتری تخلص می کنم و یکی از قابله های این کشور هستم. در سال 2004 فارغ شدیم و خوشبختانه از ان زمان تا بحال در مسلک خود هستم. و همچنان انجمن قابله های افغان یکی از بنیاد های است که من بعد از فراغت به آن وابسته هستم. و همیشه در تلاش بودیم که حامله بودن و ولادت را برای مادران مصئون بسازیم. ختم

اصلا اگر خود قابله گی را از نظر لغوی معنی کنیم با مادر بودن است، اولین هدف یک قابله بودن این است که برای مادران حامله داری را یک پروسه مصئون و بیخطر بسازد. من فکر میکنم مسلک من در افغانستان نهایت مهم است و این ارتباط میگیرد به بلند بودن رقم مرگ ومیر مادران که ما در افغانستان داریم که بدبختانه دلایل مختلف دارد. ما در افغانستان هنوز هم در هر ساعت یک مادر را از دست می دهیم به همین شکل رقم مرگ و میر نوزادان هم بلند است. کسانیکه میتوانند در این عرصه اقدامات بسیار مهم را انجام بدهند قابله ها هستند. خوشبختانه قابلگی هم امروز در افغانستان جایگاه خاص خود را دارد که تمام همکاران ملی و بین المللی منجمله ملل متحد توسط پروژه های مختلف توانسته اند این مسلک را تقویت ببخشند چه درقسمت آموزش قابلگی و چه در قسمت ظرفیت سازی قابلگی و همچنان در قسمت تمویل پروژه ها. بناً به وضعیت صحی که مادران و نوزادان در افغانستان دارند مسلک قابلگی در اولویت قرار میگیرد چرا که اینها در خط اول مبارزه با مر گ و میر مادران قرار دارند. من خوشختانه بعد از فراغت خود در پروژه های مختلف کار کردیم و شاهد کمک های همکارهای بین المللی بودیم از جمله سازمان ملل متحد. ختم

بیشترین پروژه های آموزشی قابلگی تحت میدوایفری تریننگ پروگرام انجام میگیرند اینها را خصوصا یو ان اف پی ای بودجه اش را میدهد. در قسمت آموزش های ان سرویس تریننگ یا آموزش های داخل خدمت برای کسانیکه فارغ شده بازه هم یو ان اف پی ای پروژه ها دارد و کوشش میکند ارگان های را که درین قسمت کار میکند تمویل کند. خصوصا در قسمت صحت مادران و نوزادن تریننگ های مراقبه های اساسی و عاجل ولادی یونیسف است درین قسمت که همکاری میکند و کار میکند. خوشبختانه انجمن که من ریاست او را به عهده دارم پروژه های یو ان اف پی ای داشتیم. ختم

در قسمت دایر نمودن آموزش های داخل خدمت برای قابله ها در بخش های مختلف مراقبت های نوزاد بود، مراقبت های اساسی ولادی بود ، وقایه از انتان بوده ، آموزش استادها به شکل موثربود، و همچنان یونیسف هم پروژه های داشته یعنی خوشبختانه ما کسانی بودیم که مستقیما با این ها کار کردیم. تا امروز هم اینها ما را حمایت میکنند و هنوز هم حمایت اینها را درقسمت دایر کردن گردهمایی های سالانه قابله ها داریم که در آن جا قابله ها تجارب خود را شریک میسازند و گپ های نو را میاموزند. یگانه سرمایه گذاری که تاثیر به سزا دارد، همین سرمایه گزاری سازمان های مختلف، به خصوص سازمان ملل متحد در عرصه قابلګی بوده است. ختم خوشبختانه اهمیت موضوع و جدی بودن موضوع را وزارت صحت عامه هم درک کرده است. حالا بیشتر عطف توجه سر ولایات است و پروگرام های به سطح ولایات داریم که به نام پروگرام های قابله گی جامعه یاد میکنیم. در اکثریت ولایات ما برنامه های آموزشی قابله گی داریم که تمویل کننده گان خارجی ما را کمک میکند. تطبیق کننده گان ایشان ترکیب است از سازمان های داخلی و خارجی ضمن ازین ما به سطح زون ها برنامه های آموزشی شامل خدمت که برای ارتقاش ظرفیت کسانی که فارغ شدند و عملا در ساحه کار میکنند است. یعنی فعالیت های ما نسبت به مرکز در ولایات بیشتر است. من در ۲۰۰۴ کار خود را شروع کردم و یک دوسال قبلش یک تحقیق صورت گرفت که نشان داد در هر ۱۰۰،۰۰۰ ولادت ۱،۶۰۰ تلفات مادران داشتیم که رقم تکان دهنده بود. یعنی در هر ۲۷ دقیقه یک مادر را از دست میدادیم که برای جامعه افغانستان غیر قابل پذیرش بود. خوشبختانه برنامه ها از زاویه های مختلف تاثیرات خود را داشت و حالا این رقم بسیار کاهش پیدا کرده است. ختم

در هر ۱۰۰،۰۰۰ ولادت ۳۲۷ تلفات وجود دارد. و به همین شکل در رقم نوزادان نیز تغیر به میان آمده است. و فعلا در هر ساعت یک مادر را از دست میدهیم. به این معنی که این سرمایه گذاری در ظرفیت سازی، آموزش قابله ها ، آموزش داخل خدمت تاثیر گزار بوده است . دراین که قابلگی بقا پیدا میکند شکی وجود ندارد، تا زمانی که نسل بشر وجود دارد ، این سلسله ادامه خواهد داشت چون مادر در زمان تولد به کمک ضرورت پیدا میکند و یک کسې باید باشد که کمکش کند. ما خوشبختانه تعهد همکارهای ملی و بین المللی خود را داریم. خصوصا زمانی که وزارت صحت عامه ستراتیژی پنج ساله را میسازد، دراین استراتیژی همکاران ملی و بین المللی نقش عمده دارد و تعهد دارد و ما خوشبین هستیم به آینده. درین بخش تعهد قابله ها هم وجود دارد و در یک هماهنگی ما شاهد وقتی خواهد بودیم که کمترین رقم مرگ ومیر را داشته باشیم منحیث یک انسان کمک به انسان دیگر و من فکر میکنم این مقدس ترین وظیفه است. وقتی که من یک مادر را کمک میکنم و او طفل خود را با یک لبخند در آغوش میگیرد ازین کرده تحفه بزرگ برایم دیگر وجود ندارد. هر روز این برایم یک انرژی جدید میدهد و انگیزه میدهد تا بتوانم متعهد تر کار بکنم. ختم

یک ارتباط عاطفی که بین من و مادر است این برایم یک قوت میدهد و من عاشق مسلک خود هستم. آرزو من این است که در افغانستان هر حاملگی در هر ولایت بدون خطر باشد و بدون خطر زنان مادر بودن خود را احساس بکنند و هیچ مادرې به بهانه ولادت و بعد از ولادت از بین نرود. من این آرزو را بسیار نزدیک میبینم. من هفتادمین سالگرد سازمان ملل متحد را تبریک میگویم و کمک های که انجام داده است بسیار مفید بوده و من مدیون سازمان ملل متحد هستم. ختم